X

اخبار داخلی

اخبار داخلی

روستا گردی به سبک جناب سوری
useradmin
/ دسته ها: اخبار داخلی

روستا گردی به سبک جناب سوری

امروز توانستم قدم اول کاری را بردارم که خیلی وقت پیش بهش فکر کرده بودم و برای انجام آن منتظر فرصت مناسبی بودم.

اون کار مورد توجه قرار دادن روستاهای کشور و جوانان روستایی است و ایجاد انگیزه و امید و مهارت در امر بازرگانی در بین این جوانان پس برای رسیدن به این هدف میبایست خوب از این عزیزان در مورد نیازها و مشکلات و حال و هوای آنها بشنوم تا بتوانم دنیا را از دید آنها ببینم و خوب تصمیم بگیرم مطمئن هستم در مسیر درستی قدم گذاشتم به قول سهراب “ چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید “

اولین روستا روستای زیبا وفرجین از توابع شهر همدان بود که حدود ۴۰۰ خانوار در آن زندگی میکردند، من به همراه دوست خوبم امیر حسین در روز جمعه ۲۳ فروردین ۹۸ موفق شدم بین روستاییان این روستا باشم 
تو‌ توضیحات زیر برای شما از پتانسیل های روستا و بخشی از صحبت های خودم با روستاییان میگم 
۱-پتانسیل این روستا 
شغل مر‌دم غالبا باغداری ( باغ گردو ) و دامداری است همینطور کاملا مستعد کشت سیر هستند 
به علت امامزاده ایی که در بالا دست این روستا است و طبیعت زیبای روستا مخصوصا در تابستان افراد زیادی حتی توریستهای خارجی از این روستا گذر میکنند به همین دلیل بعضی از روستاییان در بازارچه کنار امامزاده به فعالیت فروش محصولات خود مشغولند 
ولی متاسفانه روستاییان آنجا از ظرفیت توریست انگونه که باید استفاده نمیکنند و بنظرم خیلی بهتر میشه از این ظرفیت استفاده کرد 
۲-گفتگو با روستاییان 
با آقا عشقعلی صحبت کردم مردی خونگرم که یک سوپر مارکت داشت وکلی اطلاعات در مورد نیاز و اتفاقات روستا داد که تاکید ایشان در صحبت ها بیشتر بحث اشتغال جوانان بود 
بعد به قسمتهای بالای آبادی رفتم ،رسیدم به آقا اسفندیار که از باغ داران گردو روستا بود .
حدود نیم ساعتی با ایشان صحبت کردم از مشکلات مجوزهای ساخت و ساز گفت و محصولات سیر و جاذبه های توریستی و دامداری و در عین حال بیکاری جوانان ، جالب بود که با احداث کارخانه مخالف‌ بود و میگفت در روستا باید محصولات روستایی تولید شود و رو پای خودمان باشیم 
بعد با مهدی که در حال گله داری بود صحبت کردم مهدی پسر آقا اسفندیار است خیلی دردناک بود که مهدی امار میداد از مشکلات جوانان ولی کلی هم از مزایای روستا گفت از داستان مار بزرگ دیده شده در روستا و ... در راه برگشت با جواد که مهندس مکانیک بود و داشت به سر زمین میرفت صحبت کردم و از اشتیاق او برای شنیدن حرفهای جدید و راهکارهای جدید خوشحال شدم که این خودش چراغ روشنی برای من به حساب می آمد

روستا وفرجین فقط یک مدرسه داشت که تا کلاس ششم درس میداد و بعد از اون بچه هایی که میخواستند ادامه تحصیل بدند باید به روستاهای اطراف میرفتند 
یکی دیگر از بچه هایی که دیدم ابوالفضل بود فقط ۱۴ سال داشت ، درس نمیخوند و فقط تا کلاس ششم خونده بود جالب بود که میگفتم چرا نمیخونی میگفت علاقه ندارم و میخوام کنار گوسفندانم باشم بنظرم رسید چرا ابوالفضل و ابوالفضلها نباید مهارت های روز رو در راستای علایق خودشان که همون دامداری است بدست بیاورند !
روستا وفرجین فاصله کمی تا همدان داره خیلی کم ،برای همین درک یکسری محدودیت ها تو این روستا خیلی سخت بود!

به هر حال این اولین روستا در برنامه من بود که بخشی از دیده ها و شنیده های خودم رو با شما با اشتراک گذاشتم امیدوارم در آینده بتوانم با کمک از اطلاعات بدست آمده اتفاقات خوبی را رقم بزنم

مطلب قبلی اولین دورهمی سال 1398فیوچر اسکای
مطلب بعدی مراسم تقدیر و تشکر روز معلم در شرکت فیوچراسکای
Print
259 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

برای دادن نظر لطفا وارد شوید و یا ثبت نام کنید